تبليغاتX
مقیم در مچاله - غزل ترانه

مقیم در مچاله - غزل ترانه

 چشم  تو میل غریبی  به جنایت دارد                           و غزل  برق نجیبی ست  که چشمت دارد

 بس که  زیبا شده ای  حواس شیطان پرتست               شاید این بار یکی  دو بوسه مهلت دارد

کفر اندازه  یک بوسه به لب نزدیک است                       دست طغیان به کمر گاه تو عادت دارد

پشت این وسوسه مردیست که تا مرز جنون                     مثل یک اینه با چشم تو نسبت دارد 

هر شب از گم شدن ثانیه ها میترسد                  یک خدا یک شب و شک سیب شجاعت دارد 

نه خدا اینه را  شکست و با چشم زنی                        به خودش زل زده و ذوق زیارت دارد

سیب رسوا شده  از درد  گلو گیر غزل                              ادم خواب زده حوای  شهوت دارد 

واژه حول تماشای تو  سرگردانند                                و غزل راوی پیریست  که لکنت دارد 

عمر شاعر نه به اندازه عمر غزل است                       مرگ  حق است ولی عشق  حقیقت  دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 18:59  توسط پویا - مسعود  | 

  یکی از اهدافی که این وبگاه در پی رسیدن ان است  ایجاد تعاملات بیشتر  و بهتر بین هنرمندان و خصوص در ضمینه ادبیات است  امروز  ترانه ای را از ترانه سرای خوب و دوست گرامیم مهدی صادقیان برایتان میگزارم ترانه های وی    شایان توجه  و بسیار بلیغ و  با احساس  میباشد  بهتر است  از زبان خودش   اتو بیوگرافی اش را بشنویم

مهدی صادقیان
متولد 1352همدان
تحصیلات:کارشناسی حسابداری
شاغل و ساکن تهران
شعر را به صورت کلی از سال 86 آغاز کردم و بصورت پراکنده در قالب های گوناگون مثل نیمایی سپید و کلاسیک تجربیاتی داشتم تقریبا از یکسال پیش منحصرا شروع به نوشتن ترانه کردم و تقریبا به زبان خاص خودم رسیدم
در مورد طنز نیز فعالیت هایی دارم که برخی از کارها رو در حوزه ی هنری "درحلقه ی رندان" اجرا کردم
برخی از ترانه هام در حال آهنگسازی برای اجرا هستند
بیشتر کارهام رو در وبلاگم به نام سوره ی ستاره
Mahdisa.persianblog.ir منتشر می کنم.


 برای خواندن ترانه  به ادامه مطلب رجوع کنید.  گفتنیست  در نوع نوشتار  ترانه   دستی نبرده ام  و این نوع نوشتار خود ترانه سرا میباشد......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 12:24  توسط پویا - مسعود  | 

 با سلام خدمت دوستان و شاعران عزیز  برای اشاعه   هر چه بهتر فرهنگ نقد اشعار  صفحه نقد اشعار را ایجاد نمودیم  و اکنون  با نقد ترانه  نفس افشین سیاهپوش  اغاز به کار کرده است برای بهبود  عرضه نقد اشعار خصوصا  ترانه   نیازمند  یاری نظرات سازنده تان هستیم

 برای خوانش نقد فوق به  بخش نقد  غزل ترانه  رجوع بفرمایید......

 با تشکر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 11:45  توسط پویا - مسعود  | 

بخش  اموزش غزل ترانه  با مقاله ای  از پویا  بابایی کرمانشاهی  پیرامون  مقوله  پردازش محتوا (بازخوانش  شعر دختر زشت  مهدی سهیلی) اغاز به کار کرد . از انجا که این مقولات برای شعرا خصوصا شعرای جوان  بسیار پرکاربرد میباشد  پیشنهاد بنده این است که حتما مطلب فوق را  بخوانید

 برای خوانش مطلب فوق  به بخش اموزش غزل ترانه  رجوع فرمایید

 با تشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 11:1  توسط پویا - مسعود  | 

 با سلام خدمت دوستان و شاعران گرامی از انجا که  اردیبهشت ماه امسال  همایش بین المللی طالب املی برگزار میشود  و از انجا که این همایش یکی از بزرگترین همایش ها در سطح خاور میانه و حتی جهان در مورد این  شاعر و سبک هندی  می باشد  و  به دلیل  اینکه   دیوان اشعار شاعر فوق نایاب بوده  و حتی در عرصه وب و اینترنت  هم نمیتوان ردپایی از وی پیدا کرد  بر ان شدم تا در این وبلاگ اشعاری از شاعر فوق  قرار دهم تا دوستان بیشتر با  اندیشه های وی اشنا گردند  در این پست غزل  شماره 346 را از روی دیوان مصحح اقای طاهری شهاب  را باهم میخوانیم.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 12:16  توسط پویا - مسعود  | 

اگه عمـرم یه نفس بود

واسه دیدار تو بس بود

آخه عاشق ِ تو بودم ، نبــودم !؟

                                      اگه دیــر به تو رسیدم

                                      اگه آخرش بــــریــــدم

                                     ولی آرزومو دیدم ، ندیدم !؟

از خدا چیــزی نخواستم

جز یه عشق یادگاری

پیشکش ِ تو که یه روزی بتونی تنهام بذاری

...

از تو هــم هیچی نخواستم

که به فکر ِ من نباشی

میدونی !؟ دلــم نیومد پای ِ عشق ِ من فدا شی

...

اگه قسمتم نبودی ، ولی فرصتم که دادی

این دو روز ِ آخر عمری با تو باشم

وقتی این شعر و می خونی ، که تو دنیای تو نیستم

از خدام بوده که با تو آشنا شــَـم

 

                                       افشین سیاهپوش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 1:17  توسط پویا - مسعود  | 

 با عرض سلام خدمت دوستان و شاعران عزیز از خیلی قدیم تر ها  همواره یکی از معضلات جامعه ادبی و همچنین شعر بحثی بوده که گرچه  از اوردن نام ان  هم خودم چندشم میشود ولی واقعیتی است غیر قابل انکار

و ان چیزی نیست جز سرقت ادبی گرچه بر سر انوری  بیچاره  در همان زمان خودش نیز بلایی عظیم تر امده بود  و ان شاعر دزدی بود   و ان زمانی بود که انوری از میدانی میگذشت و شخصی را دید برای مردم اشعار انوری میخواند جلو رفت و از روی کنجکاوی پرسید ایا میدانی این اشعار کیست  گفت اری انوری  پرسید ایا انوری را میشناسی؟ گفت اری من خود انوری هستم  ان موقع بود که انوری گفت شعر دزدی شنیده بودیم ولی شاعر دزدی ندیده بودیم  اما  در زمان کنونی و تحول  سرعت انتشار اشعار   باعث شدید تر شدن این دغدغه خصوصا میان شاعران شده است  خود من به شخصه در انجمن های ادبی با شاعرانی برخورد کرده ام که پس از اتمام ان جلسه  تمام نسخه های اشعار خود را جمع میکند  برای اینکه شاعران عزیز  راحت تر بتوانند اشعار خود را روی این وب منتشر سازند و دست دوستان سارق ادبی از انها کوتاه گردد  دیتا بیس انلاینی  طراحی کردیم  که در واقع یک وب است  که  اشعار  دوستان را ثبت میکند  و شاید بعد ها در پیدا کردن ارشیوها بسیار  مفید به فایده نیز باشد

 با تشکر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 11:10  توسط پویا - مسعود  | 

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان و یاران عزیز  به اطلاع میرسانم  که  در بیست و هفتم اردیبهشت سال یک هزار و سیصد و نود  همایش بین المللی طالب املی  در شهرستان شاعر خیز امل برگزار میشود  از انجا که  این همایش یکی از بزرگترین همایش های برگزار شده در مورد شاعر فوق و سبک هندی در سطح خاور میانه و حتی جهان میباشد  از دوستان عزیز  و شاعران محترم  دعوت میکنم  تا حتما در   این همایش شرکت نمایند

 با تشکر

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 18:13  توسط پویا - مسعود  | 


لعنت به شام تار دو چشم سیاه فام

لعنت به تو وهرچه عشق ناتمام

لعنت به چشم من که ترا دیدم ای دریغ

لعنت به شعر ها که گرفت از چشات وام

لعنت به چشم های من و ارزوی من

لعنت به بغض های فرو مانده در صدام

گفتی به من پدرم میکنی و خود

مادر که میشوی و در اغوش  بچه هام

که می کشی و به دستان کوچکش

بوسه تو میدهی که بگوید همین کلام

ای مادر عزیز ببین عاشق تو ام

اشک مرا ببین و نرو اشک بی صدام

افسوس کودکی به ان دل ببسته ام

در عمق بی وفایی تو مرد بی وفام

این کودک من است که فریاد میکند

از عمق واژه های فروخفته در کلام

لعنت به زندگی و چکاچاک واژه ها

لعنت به عشق تازه تو مام بی مرام

این کودک من است که زاده نشد هنوز

حتی پدر نداشت ببوسد سرش مدام

این کودک من است تو ای دختر بهار

کشتی تو بچه ام که ندیده تو را تمام

[شاعر سخن نگفت همین بود ماجرا

پایان  دردناک زن و مرد قصه ها

پایان دادگاه غم انگیز زندگی

در انتهای  مبهم تکرار های ما

شاعر سخن نگفت سکوت دوباره شد

تا ناله های شعر بگوید غم ترا

شاعر ستاره شد به دل شعر رفت و مرد

تا از درون شعر ببینی ستاره ها

رقصنده شاعرند و گریان چو نای نی

مانند حجم بغض در اندیشه صدا

شاعر ستاره بودو شب چون ستاره ها

شاعر سخن نگفت همین بود ماجرا]

 ابیات داخل کروشه صدای درونی شعر میباشند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 11:40  توسط پویا - مسعود  | 

غزل ترانه ز چشم تو یاد میگیرم   که تو ترانه عشقی به خون سرخ غزل

 با عرض سلام خدمت دوستان و عزیزان گرامی این اولین پستی است که در این وبگاه مینگاریم و در ان سعی ما بر این است تا هدف از پیدایش چنین گروهی و چنین وبگاهی و هدف والایی که در پی حصول ان هستیم را به دیگر دوستان عرضه داریم .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 11:15  توسط پویا - مسعود  |